کپی پیست

این روزها درگیرپروژه های پدر و مادر دا ر دانشگاهی هستم. علی رغم اینکه تمام نمراتم تا این لحظه عالی بوده اما حالا که به درسهای پراجکت بیس رسیده ام هنگ کرده ام. دلم نمیخواهد پروژه ام کپی باشد. دلم میخواهد یک کار کوچک اما واقعی باشد. برای درس مدیریت طرح های توسعه چند پروژه خوب و آماده دارم. اما هنوز دلم نیامده یک ریحانه دانشور بزنم روی جلدش  و تمام. دلم میخواهد کار خودم باشد و به هرکس هم که میگویم قهقهه میزند و میگوید خانم بی خیال !‌بیا برو تحویل بده نمره ات رو بگیر. اما هنوز این دل وامانده رضایت نداده. امروز نمره ها را دادند  من نمره نداشتم. همه کله کشیدند و چپ چپ نگاهم کردند. خیلی خونسررد توضیح دادم که من دلم میخواهد خودم بروم  توی یک کارخانه و تحقیق کنم و طرح توسعه بنویسم. فکر کنم دوستان خیلی خونسردی خود را حفظ کردند که لنگه کفش پرتاب نکردند. مانده ام میان نمره و این دل وامانده که دوست دارد یاد بگیرد.

ماجرای تحقیقات دانشگاهی و دانشجویی در ایران مرثیه ایست ناتمام.

   + ریحانه - ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٩