روسیه

من علاقه ای به روسیه ندارم. جزو کشورهاییست که دوست دارم فقط یکبار بروم و کاخ کرملین و موزه آرمیتاژ‌و چند جای دیگر را ببینم و برگردم. همین. اما یک چیز روسها را دوست دارم. فیلم های جنگیشان. فضاهای سرد و سیاه و دلگیرش غم و خستگی را بدون نیاز به هیچ عامل دیگری منتقل میکند. فیلم هایی که درمورد زندانیان هم هست را دوست دارم. و بیشتر از همه اینکه آن ها را به اردوگاه های کار اجباری میفرستند را دوست داشتم و دارم. به نظرم بهترین روش برخورد با یک مجرم همین است. اینکه زیر شلاق کار در سرما و گرما جان بکند تا یا آدم شود و یا روح!‌

نمیتوانم تصور کنم در گرما و سرما مهندسان و متخصصان در جاده و بالای سر دکل های نفتی و گازی باشند و این انگل ها در زندان مفت بخورند و مفت بخوابند. خبر خوبی که بعد از مدت ها از سیمای میلی ج. ا.ا. پخش شد این بود که قرار است معتادان را برای ترک به اردوگاه های کار اجباری ببرند. هرچند کافی نیست ولی لازم است. کافی اش این است که تمام زندانیان را چنین کاری کنند. البته طبعا زندانیان مهریه و نفقه و زندانیان سیاصی را نمیگویم. هرچقدر جرم سنگین تر غل و زنجیر سخت تر و محکم تر  وکار سنگین تر!‌

   + ریحانه - ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٩