اندر احوالات عفاف

ای بابا. بسی خوشحال شدیم از دیدن یک نظر. بعد که با نهایت عشق رویش کلیک فرمودیم دیدیم جناب پرشین بلاگ  لطف فرموده اند و برای ما نظر گذاشته اند. دستش درد نکند. 

قرار شده است در دانشگاه ها طرح مبارزه با بدحجابی را اجرا کنند. بسی مشعوف شدم از خواندن این خبر. یعنی تمام تلاش ها برای درس خواندن و به جایی رسیدن و مملکت را به جایی رساندن ، بسته به طره های گیسوی یار است ! خب عزیز دل من چرا کنکور میگیرید؟ یک مسابقه حجاب بگذارید به ترتیب محجبه بودن بفرستید دانشگاه . کسی که پوشیه میزند را بفرستید دانشگاههای بهتر ، به ترتیب بد حجابی (به زعم خودتان) از رنکینگ رشته و دانشگاه کم کنید تا برسید به دانشگاه های مجازی . بی حجاب ها را هم انجا؟ خوب است دیگر؟ مردم تکلیف خودشان را میدانند ، شما هم انقدر حرص نمیخورید! 

معینی کرمانشاهی را دوست دارم. شعر معروف " عجب صبری خدا دارد" .  را همه میدانید. اما من عاشق شعر دیگری هستم. جایی در این شعر میگوید: 

مَکِش هرگز به بند اندر کسی را

همای لامکان یا کرکسی را

که چون آزاد از نخجیر گردند

اگر باشند آهو شیر گردند

و اینگونه است که جوانان ما که سالها در حسرت حداقل آزادی ها سوخته اند و در دهه سوم زندگی که باید در اوج بهره وری و شکوفایی روحی باشند ، هنوز درگیر غریزه اند ، وقتی به تایلند ! میروند به دلیل انجام اعمال منافی عفت دستگیر و جریمه میشوند! چه کرده ایم با خودمان که تایلندی ها ما را به جرم عفت شکنی محکوم میکنند؟ 

اینگونه است که دختر ایرانی دانشجوی ارشد در انگلیس به دلیل عدم رعایت نُرم های دانشگاه در لباس پوشیدن ، از دانشگاه اخراج میشود. چرا؟ چون ما نرم ، ما عفت ، ما حیا ، ما استاندارد به بچه هایمان نمیدهیم. ما مقادیر زیادی عقده به انها تزریق میکنیم!

   + ریحانه - ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٩