در ستایش حقیقت

من آدم فیلم ببینی نیستم . کلا سالی یک ربع انهم موقع سال تحویل. عوضش خوره کتاب و مجله هستم. انقدر در تمام جراید گفتند فارسی وان بد است و اخ است و پیف است که وسوسه شدم بنشینم به تماشا. پنج شنبه ها و جمعه ها در کنار همسر جان لم میدهیم و "٢۴" نگاه میکنیم. در این سریال نکته عجیبی است . آدم ها حقیقت را بیشتر از مصلحت دوست دارند و برای ما که تمام عمر فدایی مصلحت ها بوده ایم سخت است باورش.

مدیر مرکز ضد تروریسم به دنبال سرنخ واقعی میگردد. آدم ها دلشان میخواهد چیزی را بدانند که به نفعشان نیست و ممکن است جانشان را به خطر بیاندازد. حتی زنی که از مردش به خاطرجاه طلبی اش و گناه هایش بیزار میشود.

اما این هفته نکته جالب دیگری هم داشت. جایی که رییس جهمور میخواست برود و همسرش مانعش شد. دروغ چرا. ته قلبم تحسینش کردم و حتی فکر کردم اگر من جای آن زن بودم به خاطر همین یک کار از گناه های همسرم میگذشتم . هرچه باشد ما به مصلحت بیشتر علاقه داریم تا حقیقت.

 

   + ریحانه - ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٩