باز باران با ترانه

هوا این روزها نافرم دونفره شده است و ما هم هی با همسرجان شرکت ها را میپیچانیم ( چقدر ادبی ِ‌این واژه مسخره است !‌میپیچونیمش دیگه !‌) و میرویم قدم زدن .  و صد البته قدم زدن در بازارها و پاساژهای هوس انگیز پر خرج هم هست. صبح تو ترافیک یک روز ِ‌مه گرفته و بارانی یاد این شعر "گلچین گیلانی " افتادم. شعر کتاب چهارم دبستان.

باز باران با ترانه

با گهرهای فراوان

میخورد بر بام خانه

یادم آمد روز باران

گردش یک روز شیرین

...

بشنو از من کودک من

پیش چشم مرد فردا

زندگانی خواه تیره

خواه روشن

هست زیبا ،‌هست زیبا

یادش به خیر. چقدراین شعر رو دوست نداشتم و الان که معناش رو درک میکنم چقدردوستش دارم.

عاشق روزهای  بارونی ام. عاشق نمش. عاشق بوی خاک و برگ های بارون خورده . عاشق مه و هوای گرفته اش. عاشق بارونی ها و چکمه هاش که کلی آدم رو خوش تیپ میکنه . عاشق این روزهام...

/ 7 نظر / 15 بازدید
ترنج

من بچه بودم هر موقع شعر میشنیدم چون باید حفظش میکردم کلی هنگ میکردم منم دوسش ندارم بز همون اولش باز باران با ترانه ......

سلام.ممنون مطلب خوبي بود

بهار

منهم یاد دوران کودکی افتادم با این شعر یادش بخیر[لبخند]

فرشته

منم دوسش دارم..اما این وزا نمیدونم چرا بد جوری دلم گرفته. دلم میخواد برم زیر بارون خیس شم..اما ...هنوز که نشده...

قاسم

جای شما خالی ، شمال هم حسابی بارونیه ..

رها

شاعر میگه بارونو دوست دارم هنوز.... چون تو رو یادم میاره...![زبان] منم عاشق بارونم!

محمدرضا ناظم بکایی

سلام، یاد قدیمها به خیر... بَبَبَبَبَبَبَبَبَله خیلی هم خوب و آموزنده بود فقط یه مشکلی هست اینه که این موارد رو به جوانانمون قبل از ازدواج یاد نمی دن و اکثرا هم بعد از ازدواج چیز های دیگه ای بهشون می گن که بیشتر کار رو خرابتر می کنه....