جناب مهندس

یکی از همکارهای جدید را صدا میکنم. آقای مهندس....! با لبخند عمیقی نگاهم میکند.میپرسد شما رزومه من رو دیدین؟ سری تکان میدهم: نه !‌ متعجب میپرسد پس از کجا میدونین مهندسم؟‌ لبخند ملیحی میزنم که بعید میدانم شرارت نهفته در آن را کشف کند: از اِستیلتون معلومه !‌جوانک خوش و خرم راهش رامیرود و من یادم میرود که اصلا برای چه کاری صدایش کردم!‌

من آدم ها را علاوه بر مردان و زنان به دو گروه دیگر تقسیم میکنم که  جامعه آماریش هم به همان بزرگی است و با همان نسبت. یعنی نصف نصف. برای من آدم ها یا مهندسند یا نیستند. حالت سومی متصور نیست. به نظرم مهندسی مثل ماکسیما است. فقط دهن پرکن است. ماکسیما روزگاری ماکسیما بود. اما هنوز هم وقتی کسی سوار است استیلش را دارد. مهندسی هم همان حال است. من مهندس نیستم. علاقه ای هم ندارم. رتبه ١۴ مهندسی را داشتم و علی رغم تجربی بودنم با درصدهایی که داشتم میشد مهندسی های رشته ریاضی را هم بزنم. دانشگاه آزاد حداقل را میخواد و پولش را. اما مهندس ها را دوست دارم. عاشق پزشکی بودم . امامطمئن بودم هرگز همسر یک پزشک نمیشوم. معتقدم مشاغلی که خیلی با  زن ها سر و کار دارد موقعیت های لیزی هستند. ترجیحم مهندس عمران بود و معدن . به نظرم مهندس ها آدم های مهربان تری هستند. و خوشبختانه یا بدبختانه دور و برم پر است از مهندس . مهدس های دوست داشتنی.

گاهی فکر میکنم که دکتری که مرا به دنیا آورده است مهندس بوده است ...

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجون

اغلب هم قصد ازدواج دارن.دانشکده ی فنی ما بهترین محل دوست یابیست[نیشخند]

جفنگ میرزا

خدا به شما یک دانشکده فنی عطا نماید... آمین....

قاسم

سلام بانو .. سپاس از اینکه قدم رنجه فرمودید و به این حقیر سری زدید .. از وبلاگ وزین شما بسیار خوشمان آمد و گرچه مهندس نیستیم ولی با مشخصاتی که گفته اید به غایت به مهندسان می مانیم .. محضر بانو عریضه داشتیم که اگر قبول افتد ، پیوند دهیم که کار امروز را به فردا نیاندازیم بهتر باشد .. قلمتان همچنان شیوا باد ..

ترنج

سلام اگه بدونی همین شوهر خان ما چطوری با بیان خانم مهندس این جانبو گوش دراز کرد [مغرور]

کاغذ کاهی(نازگل)

منم به شما میگم سلام خانم مهندس ... میگم اون فراخوان عمومیه ... ما هم خیلی ها رو نمیشناسیم [چشمک] اگه دوست داشتی بیا ....[گل]

بهار

اوه خانم مهندس! چشم حواسمان را بسی جمع میکنیم خانم مهندس[ابله][نیشخند]

ميثمك

بعههههههههههههله! بوخودا ما هم مهندس صنايع بيديم! [نیشخند]

سپیده

سلام .ببخشید خیلی وقته نیومدم اینجا خانم مهندس[گل]

هـ

واقعاً؟ مهندس بودن اینهمه خوبه؟؟

ا

وای نمی دونستم این قدر می تونم به خودم ببالم الان ...[لبخند]درباره شخصیتشون اطلاعی ندارم دور بر مهندس زیاده اما چیزی که گفتی انقدر ها هم مشحود نیست ...... اما اون قدیم قدیما عاشق اسم مهندسی بودم هنوز هم دلیلشو نفهمیدم [چشمک]