بی ربط

من ترجیح میدهم فحش بخورم به جای غذای سرد. اما بدبختی اینجاست که در این جا به ما فحش نمیدهند هیچ وقت ،‌و همیشه غذای سرد میدهند. هی به آقا رضا میگویم که لطفا غذای مرا داغ کن !‌داغ! غذای سرد مثل کوفت میمونه !‌اما متاسفانه چشم گفتن هایش به من مثل چشم گفتن های من به مامان است . چشم الکی!‌

* وقتی تنها کامنت پست قبل رو میبینم به این نتیجه میرسم این بیزنس به نتیجه نمیرسه!‌بهتره کاسه و کوزه ام رو جمع کنم و برم دنبال زندگیم به جای بلاگری!‌

/ 6 نظر / 10 بازدید
بید مجنون

راه انداختن یک وبلاگ بی شباهت به راه انداختن کودک نیست مدام باید پیش پایش نشست و تاتی تاتی کرد تا مخاطبان چراغش را روشن نگاه دارند زود دلزده شدید چند ماه سعی کنید روزانه نیم تا یک ساعت پایش بنشینید و دوستان و همفکران خود را پیدا کنید.بعد از چند ماه چند مخاطب همراه و مهعم تر اینکه چند دوست واقعی خواهید داشت سخت نگیرید قدرت نوشتن را دستکم نگیرید.انسجام ذهنی را تنها در زمان نوشتن است که می توانید بدست آورید.و پیشنهاد می کنم که سعی کنید در بخشی از نوشته های خود مطالبی بنویسید که مستقیم ویا غیر مستقیم به درد مخاطب بخورد

محمدرضا ناظم بکایی

سلام آخ این غذا رو رو نگو که من هم هرچی میگم گوش نمی ده آخر سر یه بار برگشت بهم گفت که من غذا رو گرم میارم ولی شما دیر میرین بخورین سرد می شه، حالاپیدا کنید بعضی روزها که من حدود نیم ساعت دیر میرم سر سفره و اگر غذا گرم باشه چه جوری می شه که بقیه روزها هم که سر وقتش می رم بازه غذا سرده؟!؟! پ.ن: شما دیگه چرا ریحانه خانم...

شلغم

حالا دیدی چشم گفتن الکی چه عذابی داره بالاخره هرکسی وقتی می ره توی یه حرفه و شغلی باید اولش یه کم سختی بکشه تحمل کنه تا مشتری پیدا کنه [لبخند]

قاسم

سلامی .. با نشر بید مجنون موافقم .. در ثانی شما قلم بسیار شیوایی دارید ، ما را از این شیوایی محروم نکنید .. بعدشند ( خودم اختراع کردم ) اگه می خوای ملت کامنت بزارن ، کلاه برداری نکن .. سیصد ساعت باید فکر کنیکه چرا ..

بهار

سلام ریحانه جان.. خوب تازه وبلاگت و راه انداختی انتظار نداشته باش تو این یکی دو ماه کلی آدم بخواد اینجا سر بزنه. اگه پس بکشی یعنی شکست خوردی پس بمون با اون قلم زیبات..[ماچ]

سيده زهرا علوي

سلام با اميد و قدرت ادامه دهيد ‹قلم زيبايي داريد